تبليغاتX
رویای آبی - یا علی
رویای آبی

حرف های نگفته ام

یا علی

گویند که در محشر کبری فریاد برآید : " این الرجبیون؟"

مدت هاست کسی در ذهنم می دارد : "این العلویون؟؟؟"

وای که جز فواره ی چاه های کوفه و مدینه کسی دم بر نیاورد!

ز حجم غربت تو می گریست در خود چاه                   از آن به چشمه ی چشمش همیشه آبی هست

مولا جان ، روح عاشقت چه یارای آن بود که هشتصد و نود و شش میلیون و ششصد و پنجاه و نه هزار ثانیه بی زهرا(س) در زمین بماند، مگر کوچه های کوفه جز غریبی و غریبی و غریبی چیز دیگری برایت داشت؟

شاید مانده بودی تا دل تنهای چاه را با حضور سبزت پر کنی و یا حتی مرکب یتمیکان کوچه های خاک آلود بی کسی شوی!و یا ... ویا .... و یا حتی اینکه یکی یکی ، وجب به وجب خاک مدینه را زیرپا نهی و داغ پهلوی فاطمه بر دل زنی؟!

چه آن که محراب آخرت داغ دل دخترت را شعله ور ساخت، تا گرم بماند،بسوزد و بسوزد و بسوزد تا...

.

.

.

عریضه :

قانون عشق! کجایت نوشته اند :

تکرار ، تکرار ، تکرار کن فاصله را؟!

 

درد :

 کوچه... در سوخته... سیلی... آخ!... محسن... زهرا...

سکوت

تو :

از من چه می خواهی؟

آسوده بیاسایم؟ پر قوی تویی...

علی

 حق...حق...حق...علی...حق!!!

نوشته شده در سه شنبه دوم مهر 1387ساعت 0:55 توسط ستاره ایل| |


قالب وبلاگ : قالب وبلاگ